به بهانه آلبوم جدید آن نابغه تربتی که در خرگاه شد!
از اول هر صبح حوصلهمون سر رفت // الا هذا آوخ چه کنم جانم رفت

چند شب پیش که در برنامه مکث بی بی سی شنیدم نامجو گفت کفگیرش به ته دیگ خورده و دیگر نمیخواهد به این فرم کار کند و آلبوم بدهد واقعا خوشحال شدم. البته نامجو گفت دوست دارد به شیوه دیگری مثل ساختن یک سمفونی یا کنسرتو یا یک فرم ابداعی عجیب موسیقی کار کند که بعید است فعلا بتواند در این زمینه ها موفق باشد اما منتشر نکردن آلبوم جدید (که خود بلوفی بیشتر نیست چون خلاقیت و بقول شوپنهاور ژنی درون این آدم نمیتواند بر وسوسه اش برای ابراز آثار جدید غلبه کند) میتواند جایگاه تاریخی او را بسیار ارتقا دهد و مثل گرتا گاربو که در اوج و همین سنین نامجو یکدفعه سینما را کنار گذاشت میتواند با اینکار ماندگارتر شود. نامجو در آن برنامه گرفتار تعریف خود بود و همان انتقادش به منتقدان را خود انجام میداد زیرا او بعنوان یک هنرمند و نه تئوریسین، تنها باید بگذارد عصاره موسیقیایی درونش بطور غریزی خود را بر آواها و سلیقه شاعرانه اش تحمیل کند و دنبال این نباشد مرزش را با کسی و مکتبی تعریف کند و به کار هم نسلانش در موسیقی سنتی توجه کند که آنها رفتنی اند و این ماندنی زیرا کسی نوایی از امثال قمصری را به خاطر نمیسپارد. شاید بهترین چیز برای نامجو (بعنوان یک مبدع سبک و نه بعنوان یک آدم) مرگ زودهنگام او باشد و این مرگ اگر بصورت قتل توسط بنیادگرایان باشد بهتر میتواند موسیقی و نام او را ابدی کند. با مرگ زود هنگام او کارهایش بسیار بیشتر شنیده میشوند و نابغه بودنش برای تن لش هایی که ده ها سال است در موسیقی پاپ و سنتی آثار بدردنخور تولید می کنند تثبیت میشود و البته خودکشی هم میتواند راه خوبی باشد، اگر او در لایه های عمیق شبکه باورِ درونش به گاد اعتقادی نداشته باشد. متاسفانه من که همش در سایتای دانلود میپلکم از طریق این برنامه فهمیدم که نامجو مهرماه امسال یک آلبوم جدید داده که اصلا اسمش را نشنیده بودم، البته آلبوم غیر رسمی که یک اجرای زنده او در دانشگاهی در آمریکا بوده و بدینجهت زیاد پخش نشده، بهتر بود نامجو تا سال دیگر صبر میکرد تا ننگ "دو آلبوم در یک سال" که بیشتر مناسب امثال افتخاریست به او نمیخورد و این پرکاری مورد انتقاد است و "الکی" بیشک آلبوم بسیار فوق العاده و توپی بود اما حالا که خودش گفته دیگر نمیخواهد آلبوم بدهد و امیدوارم اگرهم بدهد به این زودی نباشد. آلبوم ۱۳/۸ بی تردید در مرتبه ای پایین تر از دو آلبوم شاهکار "اوی" و "الکی" قرار میگیرد و اینجا هم وجه سنتی بر مدرن غالب است. نمیتوانم بگویم قطعا از "بوسه های بیهوده" که ضعیفترین آلبوم موسیقی نامجوست بهتر است چون به هر حال آن آلبوم بخصوص در شعر خلاقیت هایی داشت. آلبوم ۱۳/۸ یک ضعف بزرگ دارد و آن افراط گاها بیمزه نامجوست. بدترین افراط آلبوم آهنگ ۱۳/۸ است که شاهد دین ستیزی نه چندان زیبایی هستیم که مرا یاد سال اول دانشگاه می اندازد و متاسفانه آلبوم نام بدترین ترانه اش را حمل می کند. اصلا ضرورت این آهنگ و تمسخر امام زمان بدین شیوه چیست؟ این آهنگ بدترین ضربه را به آلبوم زده و بعلاوه عواقب بدتری هم برایش دارد و دستکم نوعی نفرت انگیزی بین مذهبی ها را بوجود می آورد چون به هر حال امام زمان عامل معنابخش به زندگی خیلی افراد است و این اشتباهی عوامانه است که فکر کنیم حکومت متکی به مفهوم به امام زمان است و در شرایط فعلی این کار سوراخ دعا گم کردن بود. بعلاوه نه شعر جالب است و نه تقلید از آقاسی خواننده مذهبی و تمسخرش خلاقیتی میخواهد... اما در ۱۳/۸ دو ترانه بسیار زیبا و شنیدنی بنام های "بیگاه شد" و "خط بکش" وجود دارند که اولی تلفیق جالبی از شعر مولوی و نامجوست و دومی ابراز دلتنگی نامجو برای وطن و خطیست که او دور بازگشت وطن میکشد. بعلاوه ترانه صنما وتکرار جالب و بدیع مصرع "صنما جفا رها کن" کار ستودنی و تحسین آمیزی از نامجو بود که در نسخه صوتی خیلی ماهرانه تر از کنسرت اجرا شده و بدی این کارها اینستکه شاید در هر بار یکجور اجرا شود. اما بجز این سه تا بقیه کارهای آلبوم رغبتی برای بازشنیدن ایجاد نمی کنند. آهنگ اول آلبوم که نوعی مرثیه برای تهران است به دل من نچسبید شاید چون اشعار بهتری در اینباره وجود دارد اگرچه کمتر اشعار اینگونه ناامیدانه برای شهر تهران خوانده شده و این کار هم در نوع خودش جدید و شنیدنی بود بشرطی که نامجو را با دیگران مقایسه کنیم ولی اگر نامجو را با خودش مقایسه کنیم این آهنگ خیلی بهتر هم میشد اجرا شود و بعلاوه این آهنگ بیشتر برای آنها بود که ایران را ترک کرده و میخواهند شرایط را نقد کنند آنهم نقدهایی که گاه غیرواقعیست و از نامجو که مدتها در تهران بوده بعید بود شهر را با عباراتی مثل شهر کافه های خلوت متروک یا "سردابی از جنازه و مرداری" توصیف کند. بقیه کارهای آلبوم تکراری و ناشی از همان تمام شدن خلاقیت نامجو در این نوع از کار بگفته خودش است و امیدواریم نامجو همیشه نامجو باشد.










